خرید بک لینک
امروز صبح هر سه مان بدون احساس كمبود خواب بيدار شديم كه صد البته مادر تيم زودتر از همه بيدار ميشود تا پيش در آمد رفتن پسرك به موسسه اش را فراهم بنمايد.خلاصه به همراه رويين جانم خيلي خوشحال وشاد وسرحال از خانه بيرون زده ودر راه بادرختها وگنجشكها وآسمان و... سلام واحوالپرسي كرديم ....

تا اينكه رويين جانم از من اين پرسيد مادر پرنده ها چي كاره اند؟

چند ثانيه به فكر فرو رفتم وكلي هم تو دلم خنديدم قربون صدقه پسرم رفتم وگفتم عزيزم پرنده ها كارشون اينه كه به همديگه كمك كنن براي خانواده ودوستاشون غذا پيدا كنن وخونه بسازن وتخم گياهان رو به منقارشون بگيرن وپرواز كنن وببرنشون توي جاهايي كه گياه نيست بكارن تا همه جا سرسبز بشه و...

كه در نهايت رويين گفت منم ميخوام پرنده بشم مادر...

برچسب: نویسنده: هستی زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:38

صفحه بندی